الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)

32

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)

باشند ، يا هر زنى كه سه فرزندش در حيات او درگذرند ، پس آن فرزندان ، والدين را حجاب از آتش مىشوند . » و از أبى ذر - رضى اللَّه عنه - است كه گفت : « ما من مسلمين يقدمان عليهما ثلاثة اولاد لم يبلغوا الحنث الا ادخلهما اللَّه الجنّة بفضل رحمته . » « 1 » : « نيست مرد و زن مسلمانى كه قبل از آنها سه فرزند درگذرند و به سن معصيت نرسيده باشند مگر خداى تعالى آن هر دو را به فضل و رحمت خود داخل بهشت مىفرمايد . » حنث ( به كسر حاء مهمله و در آخرش ثاء مثلثه ) به معنى گناه است و معنى چنان مىدهد كه عمرى را درك نكرده باشند كه در آن ملائكه گناه نويسند . و خليل « 2 » گفته است : پسر به حنث رسيد ، يعنى قلم تكليف بر او جارى گرديد . و به اسناد صدوق است به سوى جابر - رضى اللَّه عنه - از حضرت ابى جعفر محمّد ابن على الباقر - سلام اللَّه عليهما - كه فرمود : « من قدّم اولادا يحتسبهم عند اللَّه تعالى حجبوه من النار باذن اللَّه عز و جل . » « 3 » : « به كسى كه فرزندانى از او درگذرند كه ذخيرهء اجر در نزد خدايشان شناسد ، فرزندانش ميانهء او و آتش دوزخ حجابى مىشوند به اذن خدا . » و نيز به اسناد صدوق است به سوى على بن ميسر « 4 » از حضرت ابى عبد اللَّه - عليه السلام - « ولد واحد يقدمه الرجل افضل من سبعين يخلفهم من بعده كلهم قد ركب الخيل و قاتل في سبيل اللَّه . » « 5 » : « يك فرزند كه پيش از مرد درگذرد ، بهتر از هفتاد پسر است كه پس از خود بگذارد و سوار اسبان شوند و در راه خداى جهاد كنند . » و از آن بزرگوار - عليه السلام - است : « ثواب المؤمن من ولده الجنة ، صبر او لم يصبر . » « 6 » : « پاداش بندهء مؤمن از فرزندش ، بهشت است خواه صبر كند و خواه نكند . » و نيز از آن بزرگوار - عليه السلام - است : « من اصيب بمصيبة جزع عليها ام لم يجزع ،

--> ( 1 ) ثواب الاعمال : ص 233 . ( 2 ) العين : 3 : 206 . ( 3 ) من لا يحضره الفقيه 1 : 119 ، ثواب الاعمال : 233 ؛ الامالى : 434 ، الكافى 3 : 220 . ( 4 ) على بن ميسر يا على بن ميسرة بن عبد اللَّه النخعى . او و پدرش از اصحاب حضرت صادق ( ع ) بودند . رجال شيخ : 242 ؛ معجم رجال الحديث 12 : 207 . ( 5 ) صدوق آن را در من لا يحضره الفقيه مرسلا و با تفاوت اندكى در الفاظ نقل نموده است 1 : 112 ؛ همچنين كلينى آن را در الكافى با اسناد ديگرى آورده است 3 : 218 ؛ بحار 82 : 116 . ( 6 ) من لا يحضره الفقيه 1 : 112 ؛ كافى 3 : 219 ، بحار 82 : 116 .